حالا پس از خدا به تن آسمان بگو

من چشم های بسته ی خود را کجا برم

از این بهار خسته ترین غیرممکن است

من اشک های ناقص خود را کجا برم

گیرم هوای شهر دگرگون میشود

من ناتوانی تن محزون کجا برم

من آمدم تو قبل من انگار رفته ای

دلتنگی همیشه ی بسیار کجا برم

شعرم خیال ندارد تمام شود

من چشم های خسته بیدار کجا برم

منبع اصلی مطلب : ایمان
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سبد بلاگ :